مهارنهای زندگی
عصبانیت

معانی لغوی عصب :

1 – تافتن ، پیچیدن – پیوستن – درخت پیچک – شاخه های درخت را به هم بستن

 معنای پزشکی عصب :

2- تارهای سپیدی که مغز را با اجزاء مختلف بدن حیوانی مرتبط می سازد

  معنای لغوی عصبانی:

منصوب به عصب ، با زیادت الف و نون برای تأکید مانند روحانی – جسمانی – نورانی و ...

 اصطلاح پزشکی:

آنکه روحا ناراحت است . کسی که تعادل قوای ارادی و تسلط خود را بر اثر ناراحتی از دست داده است. درواقع عصبانیت حالتی است که ما قادر به کنترل رفتار و حرکات خود نیستیم و تنفر یک حالت شرطی بسیار بد ایست که به ذهن ما خطور می کند.  

تعریف دیگری که از عصبانیت شده است این است که : عصبانیت حالت فوق نارضایتی است . وقتی از پدیده ای یا چیزی خوشمان نمی آید عصبانی می شویم و بدین وسیله ناخشنودی خود  را ابراز می کنیم و عملی را انجام دهیم که آن عمل می تواند مثبت یا منفی باشد .

 تفاوت خشم با عصبانیت:

 پیشینیان عصبانیت را با خشم یکی می گرفتند در حالی که اینچنین نیست

چو خشم آوری آنگه شوند از تو سیر 

که از بام پنجه گز افتی به زیر  (سعدی)

 

تن ، گور تست خشم مگیر از حدیث من

زیرا که خشم گیر نباشد سخن پذیر (ناصر خسرو)

 

قدرتش بر خشم سخت خویش می بینم روان

مرد باید کو به خشم سخت خود قادر شود (منوچهری)

 

چو خشم آورم شاه کاووس کیست؟

به من دست یازیدن طوس چیست؟ (فردوسی)

 تمام موارد بالا به عصبانیت اشاره دارند نه خشم ، در حالی که مولانا خشم را با عصبانیت یکی نگرفته است:

 گفت : زین خشم خدا نبود ، امان

گفت ترک خشم خویش اندر زمان

 سنگ را گر گیرد از خشم تو است

چون تو دوری و ندارد بر تو دست .

 ما از فقر جامعه ، پایمال شدن حق مظلوم و امثال اینها خشمگین می شویم نه عصبانی ، در حالی که از توهین یک نفر عصبانی می شویم و حالت دفاعی می گیریم . همچنین عصبانیت می تواند نتیجه خود محوری باشد . عصبانی می شویم چون می خواهیم حرف ما پذیرفته شود. عصبانی می شویم چون نمی خواهیم کم بیاوریم و ..

 علل عصبانیت (طبق بارش افکار اعضای کانون قلم ):

1-       سرخوردگی

2-       محرومیت

3-       تنبیه

4-       تهدید

5-       تمسخر

6-       تحقیر

7-       سر و صدا

8-       حل مسائل

9-       عجز

10-   وقتی دیگران مانع ارضای ما می شوند

11-   حس برتر اندیشی دیگران

12-   مقاصد شر و انگیزه های پنهانی دیگران

13-   وقتی زیاد اشتباه می کنیم

14-   سرد و غیر حساس بودن دیگران

15-   وقتی نیازهای ما نادیده گرفته می شود

 

راه حل های جلوگیری از عصبانیت:

1-       پاک کردن صورت مسأله

2-       نگاه کردن به آیینه

3-       قدم زدن

4-       فکر عواقب کار بودن

5-       ایمان

6-       دین (مثال مالک اشتر)

7-       شنا

8-       خارج شدن از محلی که باعث عصبانیت شده

9-       اعتماد به نفس

مقاله از:

حمید رضا هاشمی فرهود

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٦ - فريبا احياء
حافظه

با وجود آنکه گاهی اوقات بعضی چيزها را فراموش می کنيم ، اما میتوان  گفت روش ها یی وجود دارد که باکمک  آنهامی توان حافظه  خود را تقويت  کنيم . باوجود يک حافظه قویتر، بهتر می توانيم فعاليت های روزانه خودرا انجام دهيم و از طرفی قادرخواهيم بود ،مغز خودرا دربرابربيماری آلزايمر محافظت کنيم. تحقيقات انجام شده در طول سالهای اخير نشان می دهد کسانی که فعاليت های فکری انجام می دهند ، کمتر در معرض خطر ابتلا به آلزايمر قراردارند و از طرفی حيواناتی که مغز آنها بيشتر تحريک می شود ، مرکز حافظه بزرگتری دارند.شما نيز می توانيد با انجام تغييرات کوچکی در زندگی خود علاوه برآنکه حافظه خودرا تقويت نماييد از بروز بيماری آلزايمر نيزپيشگيری کنيد.   

مراحل زير می تواند شروعی برای اين  تغييرات محسوب شود.

 

مرحله   اول : ازميزان تنش ها بکاهيد

تنش زياد برای مغز مضر است ، مطالعات نشان میدهدحیواناتی که بطور دائم در معرض تنش قرار دارند ، از سلولهای حافظه کمتری برخوردارند .توجه به  نکات زير می تواند درکاهش فشارهای روانی وتنش ها موثر باشد.

1-   در طول روز ،زمانی را برای کاهش تنش  قرار دهيد نظيراختصاص دو دقيقه برای تمرين  تنفس عميق ولحظاتی برای تمرين يوگا

2-   ميزان خواب خودرا افزايش دهيد .

3-   از مصرف نوشيدنی های کافئين دار بکاهيد.

4-   به طور مرتب ورزش کنيد.

5-   سعی کنيد توقعات خود را از زندگی با واقعيت ها تطبيق دهيد.

6-   بخنديد و شاد باشيد.

 

مرحله دوم : ورزش ذهنی داشته باشيد

ورزش  ذهنی  نقش يک جک را برای مغز  شما بازی  می کند  و گوِيی با آن می توانید  مغز  خود را از جا تکان دهید . فعالیت  های  ذهنی  نظیر حل جدول ، یک مسئله نیمه مشکل ، معمای تصویری  و کلامی  و نظیر اینها به  گونه ای  که بطور لذت بخش  انجام شوند. سبب فعال شدن  ذهن  شما می  شوند.

 

مرحله سوم : رژیم غذایی سالم برای مغز 

تغذیه نقش مهمی در سلامت  مغز بر عهده دارد.

-شما باید فعالیت های خود را با مقدار مواد غذایی مصرفی  تنظیم  نمایید در غیراینصورت مواد غذایی که بیشتر از  نیاز شما مصرف شود سبب   ابتلا شما به بیماریهایی نظیر دیابت و فشارخون می شود.

-در مورد مصرف چربیها دقت نمایید.چربی ها نظیر امگا 3 ، روغن زیتون ، روغن ماهی و گردو برای  بدن  مفید  هستند ، اما خوردن  چربی  حیوانات  می تواند  برای  سلامتی  مضر باشد.

-غذاهایی را مصرف کنید  که حاوی  آنتی  اکسیدان هستند.مطالعات  نشان می دهد  حیوانات آزمایشگاهی  که غذاهای حاوی  آنتی  اکسیدان  مصرف می کنند قابلیت ذهنی بالاتری دارند. غذاهایی که حاوی ویتامین C و هستند و همچنین  میوه جات و  سبزیجات  برگ سبز حاوی آنتی اکسیدان هستند.

-در مورد مصرف کربوهیدراتها که می خورید دقت کنید غذاهایی فوری و فرآوری شده  می توانند  به یکباره قند خون شما را افزایش دهند و این خود بر مغز تاثیر گذار بوده می تواند  خطر ابتلا  به دیابت  را افزایش  دهد.

مرحله چهارم : ورزش کنید

سلامت جسم  بر سلامت  مغز تاثیر گذار است .مطالعات اخیر نشان می دهد که رابطه ای  میان فعالیت های  فیزیکی  و کاهش آلزایمر وجود دارد. یک ورزش آئروبیک  که به همراه نرمش های کششی و ریتم موزیک اجرا می شود ، در صورتی که خطر صدمه به سر را در پی نداشته باشد ، می تواند تاثیر خوب بر سلامت  ذهن شما داشته باشد

مرحله پنجم : تغییر شیوه زندگی

دارا بودن یک حافظه قوی  در طول دوران زندگی  نیازمند انجام تغییرات در شیوه  زندگی است ، توجه به نکات  زیر علاوه بر موارد گفته شده قبلی ، می تواند در این رابطه موثر باشد:

1- در صورت اعتیاد به سیگار ، آن را ترک کنید  و از  مصرف الکل اجتناب کنید.

2-هدفمند زندگی کنید  و در فعالیت های اجتماعی  حضور داشته باشید.

3- در صورت ابتلا به بیماری  ، از  طریق پزشک آن را درمان کنید.

4- برای جلوگیری  از فراموشی ، امور خود را سازماندهی  کنید  ، برای مثال  با نصب  قلاب هایی در آشپزخانه  ، کلیدهای  درها را در آنجا نصب کنید و یا وسایل مورد نیاز خود را در مکان های مشخص  و ثابت قرار دهید  و یک دفترچه  یاداشت  تاریخ دار داشته باشید  تا از طریق آن  بتوانید  نکات مورد نیاز خود را یادداشت  کنید  و همیشه به خاطر داشته باشید .

در پایان در صورتی که با انجام اقدامات گفته شده ، مشکل کم حافظه بودن شما  برطرف نشد ، با یک پزشک مشخص مشاوره نمایید.

 

****

منبع : مقاله  حافظه  خود را تقویت کن   -    نویسنده  : دکتر  گری  اسمال -  مترجم  :  حميد ميرزاآقايي -انتشار : سايت فكر نو - فروردین 1386 -  برگرفته از  سایت  http://health.ivillage.com

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٦ - فريبا احياء
چگونه زندگی کنيم

 چگونه زندگی کنيم 

همه افراد، گاهی در مسير زندگی با مشکلات و موانعی روبرو می شوند، اما نحوه مواجهه و رويا رويي آنها در قبال مشکلات بسيار متفاوت است. برخی از افراد در رويارويي با مسائل زندگی فاقد توانائيهای لازم هستند و همين امر باعث آسيب پذيری آنان می شود. در اختيار داشتن منابع و مهارتهايی که به انسان کمک کند تا به بهترين شکل ممکن از عهده حل مشکلات خود برآيد، بسيار ارزشمند است


. درباره نحوه مقابله افراد با مشکلات زندگی، پرسشهای زير قابل تأمل است: ـ آيا می توان روشهای مقابله ای متفاوتی را شناسايي و ارزيابی کرد؟ 
ـ آيا برخی روشهای مقابله ای برای مقابله با مشکلات خاص از روشهای ديگری مفيدتر و موثرتر است؟ 
ـ چگونه ياد بگيريم تا با مشکلات خود، مؤثرتر و فعالانه تر مقابله کنيم؟ 
هر کس به شيوه خاص خود به مسائل پاسخ می دهد. برخی هنگام روبه رو شدن با مشکلات می کوشند با ارزيابی منطقی موقعيت و با استفاده از روشهايی مانند مسئله گشايی، تفکر مثبت و استفاده مؤثر از سيستم های حمايتی با مشکل يا موقعيت مقابله کنند. و در مقابل برخی ديگر، به جای برخورد سازگارانه با مسائل، سعی می کنند به روشهای مختلف مانند پناه بردن به الکل و مواد مخدر و ساير روشهای ناکارآمد از رويارويی با مشکلات اجتناب کنند. اين روشها، اگرچه ممکن است در کوتاه مدت مؤثر واقع شوند و به فرد آرامش موقت دهند ولی در درازمدت پيامدهای منفی بسيار داشته و فرد را از داشتن احساس خودکارآمدی و عزت نفس محروم می کنند.
کسانی که به طور موفقيت آميز با مشکلات مقابله می کنند، افرادی هستند که خود را به مجموعه ای از مهارتهای مقابله ای مجهز کرده اند. افراد موفق در اين زمينه، از سه مهارت زير برخوردارند.
1-
انعطاف پذيری: توانايي استفاده از راه حلهای مختلف
2-
دور انديشی: پيش بينی اثرهای درازمدت پاسخهای مقابله ای خود
3-
منطقی بودن: انجام ارزيابيهای منطقی و درست
اين تواناييهای روانی ـ اجتماعی، فرد را برای مقابله مؤثر با موقعيتها و مشکلات زندگی ياری می کند و وی را قادر می سازد تا در ارتباط با ساير انسانها، جامعه و فرهنگ و محيط خود سازگارانه و مثبت عمل کرده و سلامت روانی خود را تأمين کند. همه اين مهارتها قابل يادگيری هستند و می توان با صرف وقت و تلاش آنها را به روشهای مقابله ای خود افزود. با يادگيری و تمرين اين مهارتها، شما می توانيد بدون توجه به ميزان دشواری مسائل، از عهده آنها برآييد. با مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، تنهايی، طرد شدگی، کمرويی، خشم، تعارض در روابط بين فردی، شکست و فقدان، می توان از طريق روشهای مقابله ای مناسب مبارزه نمود.

مهارتهای زندگی حول اين نه مجموعه می چرخد:

فرد، بتواند از خودآگاهی کامل برخوردار باشد

فرد، بتواند ارتباط را برقرار کند. (ارتباط اجتماعی

)

فرد، همدلی خوبی داشته باشد.

 (همدلی)

فرد، بتواند نه بگويد

فرد، توانايي حل مساله و مشکل خود را داشته باشد.

(مسئله گشايي)

فرد، قادر به اخذ تصميم مناسب باشد.

 (تصميم گيری)

فرد، دارای خلاقيت باشد

. (خلاقيت) 

توانايي سازگاری با مشکلات اجتماعی را داشته باشد.

 (سازگاری)

در صورت بروز مشکل، توانايي مديريت عواطف و هيجانات خود را داشته باشد

باشگاه  سلامت روان

. (مدير عواطف) 
. (جرئت مندی )
. (خودشناسی)

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ۳ آبان ،۱۳۸٦ - فريبا احياء
جرئت مندی



  1.  

    • جرئت مند بودن چيست؟

    • چگونه جرئت مند شويد؟

    • انواع جرئت مندی کدامند؟

    يادگيری جرئت مندی به شيوه مثبت

       دفاع از حقوق خود و اجازه سود جويي از اين حقوق را ندادن، يک تعريف جرئت مند بودن است. جرئت مندی همچنين به معنی انتقال روشن آن چيزی است که در واقع می خواهيد بيان کنيد: احترام گذاردن به حقوق و احساسات خود و احترام گذاردن به حقوق و احساسات ديگران.
    جرئت مندی ابراز صادقانه و مناسب احساسات، عقايد و نيازهای شخص است.
    جرئت مندی اتخاذ موضع خود تحليلی و سپس عمل است آنگاه نتايج ارزشمند حاصل می آيد.

    چگونه جرئت مندی از پرخاشگری متمايز می شود؟
       پرخاشگر بودن به معنی حمايت از خود به شيوه ای است که در آن به حقوق ديگران تجاوز می شود. رفتار پرخاشگرانه نوعاً تنبيه گرانه، خصمانه، سرزنش آميز و تحکم جويانه است. پرخاشگری می تواند تهديد، توهين و حتی تنبيه بدنی را شامل شود. نيز می تواند شامل ريشخند، عبارات طعنه آميز، غيبت و ... "لغزش زبانی" شود.

    چه چيز باعث می شود مردم از جرئت مند بودن اجتناب ورزند؟
       اکثر مردم به دليل ترس از ناراحتی ديگران و از دست دادن دوستی آنها، از جرئت مندی دست می شويند. معهذا هر چند ممکن است شما با کنار گذاردن جرئت مندی از ناخرسندی های فوری و بلافاصله پرهيز کنيد ولی چنين کاری در دراز مدت رابطه را به مخاطره می افکند و آنگاه احساس شما اين خواهد بود که مرتب بهره هايی را از دست می دهيد.

    شما از چه ميزان جرئت مندی برخورداريد؟
    از خودتان سئوالات زير را بپرسيد:

    • آيا شما احساسات و ترجيحات خود را به روشنی به ديگران بيان می کنيد؟

    • آيا شما در صورت نياز، از ديگران کمک درخواست می کنيد؟

    • آيا شما خشم و عصبانيت خود را به نحو مناسب ابراز می داريد؟

    • آيا وقتی متوجه نمی شويد سؤال می پرسيد؟

    • آيا وقتی متفاوت از ديگران فکر و احساس می کنيد، علاقه خود را داوطلبانه بيان می داريد؟

    • آيا شما وقتی نمی خواهيد کاری انجام دهيد می توانيد نه بگوييد؟

    • آيا شما در مجموع به شيوه اعتماد آميز، با قدرت و صلابت صحبت می کنيد؟

    • آيا وقتی با مردم حرف می زنيد به آنها نگاه می کنيد؟


    انواع جرئت مندی

    aجرئت مندی اساسی

    اين نوع جرئت مندی، ابزار ساده و مستقيم باورها، احساسات يا عقايد شما است. اين نوع جرئت مندی معمولاً از طريق عبارات ساده ای چون "من می خواهم" يا "من احساس می کنم" ابراز می شود.

    aجرئت مندی قوی

    اين نوع جرئت مندی، انتقال حساسيت ها به شخص ديگر است. اين نوع جرئت مندی معمولاً شامل دو بخش است:
    بازشناسی موقعيت يا احساسات شخص ديگر که به دنبال آن اظهار نظری صورت می گيرد که در آن شما از حقوق خاص خود حمايت می کنيد.
    "من می دانم که شما واقعا سرتان شلوغ بوده است ولی من می خواهم احساس کنم که رابطه ها برای شما مهم است. می خواهم شما به من و ما زمانی را اختصاص دهيد."

    aجرئت مندی فزاينده

    اين نوع جرئت مندی زمانی به وقوع می پيوندد که شخص ديگری در واکنش به جرئت مندی اساسی شما شکست می خورد و به تجاوز عليه حقوق شما ادامه می دهد. در نتيجه شما به تدريج جرئت مندی را گسترش می دهيد و به نحو فزاينده ای بر رأی خود محکم تر تأکيد می ورزيد. در اين گونه جرئت مندی حتی ممکن است شما به پاره ای از اعمال اشاره کنيد که در صورت ادامه رفتار طرف مقابل، از شما به عنوان نتيجه بروز کند ولی اشاره به اعمال تنها پس از چند عبارت جرئت مندانه اساسی و پايه ارائه می شود. برای مثال اگر شما تا پنج بعد از ظهر فردا کارتان را روی ماشين من تمام نکنيد من مجبور می شوم به فلان يا بهمان دفتر تجاری زنگ بزنم.


    اين نوع جرئت مندی خصوصاً برای بيان احساسات منفی مفيد است. اين نوع جرئت مندی يک اظهارنظر سه بخشی را شامل می شود:
    وقتی شما چنين و چنان کرديد ... (رفتار را توصيف کنيد). اثرات عبارت هستند از ... (اين موضوع را که چگونه رفتار به نحو عينی و ملموس بر شما اثر می گذارد، توصيف کنيد).
    من احساس می کنم ... (عبارت اول شخص مفرد) را به کار ببری: "من احساس می کنم که" بجای "شما فلان يا بهمان هستيد".
    تمرکز اصلی در اظهارنظرهای با "من" آغاز شونده، روی بخش "من احساس می کنم"، "من می خواهم" می باشد. به هنگام ابراز خشم، تمايل غالباً بر سرزنش شخص ديگر، از کوره در رفتن و اختيار هيجان را از کف دادن است و جرئت مندی از طريق گفتار با "من" آغاز شونده می تواند به شما کمک کند به نحو سازنده ای بر خشم خود متمرکز شويد و در ارتباط با احساسات خودتان موضع روشنی بگيريد.

    يادگيری جرئت مندی به شيوه ای مثبت
    aچگونه شروع کنيم
    يک نظام اعتقادی و ارزشی را قبول کنيد که به شما رخصت ابراز وجود بدهد.
    اين گام، دشوارترين گام است. بدين معنی که چنين نظامی است که به شما اجازه می دهد خشمگين شويد، "نه" بگوئيد، درخواست کمک کنيد و خطا کردن را قبول کنيد.
    aيادگيری مهارتهای جرئت مندی
    اين مهارتها عبارتند از جرئت مندی اساسی، جرئت مندی قوی، جرئت مندی فزاينده از طريق گفتار با "من " آغاز شونده .با استفاده از اين چهار نوع جرئت مندی، از بهترين مهارت های ارتباطی خود استفاده کنيد.

     

    aجرئت مندی از طريق گفتار با "من" آغاز شونده
     

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٦ - فريبا احياء
خلاقیت

   رشد روز افزون علم و ازدیاد اطلاعات و دانستنی های بشری سبب شده است تا هدف های آموزش و پرورش واقع بینانه تر شده و به سه زمینه خاص و قابل توجه معطوف شود.

   به عقیده صاحبنظران از آنجایی كه نمی توان حجم اطلاعات تازه را به كتابهای درسی وارد كرد. لذا بهتر آن است كه معلمان در كلاسهای خود به دانش آموزانشان چگونه یاد گرفتن، حل مسأله و خلاقیت را بیاموزند تا دانش آموز خود به اندازه توان، امكانات و استعدادهایش یاد بگیرد و پیشرفت كند و معلم نیز وظیفه راهنمایی و هدایت و طبقه بندی اطلاعات و ارائه مناسب و به موقع آن را به عهده داشته باشد.

  از میان سه عامل مذكور، چگونه یاد گرفتن و حل مسئله در میان كارشناسان و معلمان بسیار مورد بحث قرار گرفته و روشهای مناسبی نیز ارائه شده است و اعتقاد نیز بر این بوده كه كودكان با هوش عادی قادر به یادگیری این روش ها هستند. اما بسیاری از والدین و حتی مربیان بر این اعتقادند كه خلاقیت از ویژگی های دانش آموزان تیز هوش است و قابل آموختن نیست. لكن روانشناسان به این باور عقیده ای ندارند و اظهار می كنند كه میان هوش و خلاقیت رابطه معناداری وجود ندارد.حتی یكی از پژوهشگران نشان داد كه بسیاری از مخترعان و مبتكران مشهور دنیا بهره هوشی 130 و كمتر داشته اند و لذا مدعی هستند كه خلاقیت را می توان آموزش داد. به نظر روانشناسان آنچه تفكر خلاق را از تفكر عادی جدا می كند اصالت و تازگی نظر یا فرضیه ای است كه فرد متفكر عرضه می دارد. در تفكر عادی فرد از تجربیات گذشته خود استفاده می كند و آنها را در زمینه و طرح جدیدی قرار می دهد و با تغییر دادن در شكل و سازمان آنها در حل مسائل از آنها استفاده می كند، اما در تفكر خلاق راههای غیر عادی نظر فرد را به خود جلب می كند و ممكن است مسائل تازه ای را مطرح كند و یا فرضیه ای كاملاً غیر عادی با آنچه مورد قبول دیگران است را ارائه نماید. به این لحاظ شاید بتوان خلاقیت را تشكلیل تركیب های نو از عناصر به هم مرتبط برای رفع ضرورتهای خاص یا مقصودی سودمند تعریف كرد و یا اظهار داشت كه خلاقیت عبارت است از ایجاد ارتباط میان موضوعات و نظراتی كه پیش از این بی ارتباط بوده اند.

   قابل آموزش بودن خلاقیت می تواند فضا و عرصه جدید و تازه ای را برای فعالیت های معلمان در كلاس درس به وجود آورد تا با بهره مندی از روش های مناسب حداكثر توانایی دانش آموزان را شكوفا كنند. در این زمینه یكی از روانشناسان به نام تورانش چند توصیه جالب و جذاب برای معلمان دارد ولی در اولین قدم به معلمان توصیه می كند كه بدانند تفكر خلاق چیست و از عناصر آن آگاهی یابند. سپس با بهره گیری از این دانش، ارائه اندیشه های تازه یا اعمال ابتكاری را پاداش دهند، كار با اجسام و اندیشه ها را قدر نهند و كودكان را تشویق كنند تا اندیشه هایشان را به طور نظام دار آزمایش كنند.

  وی معتقد است كه معلمان نباید راه حل های خود را به شاگردان تحمیل كنند و در عین حال لازم است تا الگویی برای شیوه تفكر باز برایشان ایجاد كنند و علاقمندی به آزمایش را در آنها تقویت نمایند. آنگاه معلم می تواند شرایطی را به وجود آورد كه خلاقیت پدیدار شود. یعنی دانش آموزان را با اندیشه های ناهماهنگ و آنچه منتاقض به نظر می آید، به واكنش وادار كند و به كودكان تكالیفی بحث انگیز بدهد. آنها را طوری تربیت كند كه تحت تأثیر هیبت مخترعان و دانشمندان قرار نگیرند و اندیشه و افكار خود را در كتابچه و یا فیش های مخصوص دنبال كنند تا به این شیوه بتوانند كنجكاوی، توانایی و هوش خود را جهت بدهند و حداكثر استعدادهایشان را آشكار كنند و این به عهده معلم و دیدگاه او نسبت به تدریس و خلاقیت است.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٦ - فريبا احياء
مديريت استرس

استرس چیست؟

استرس "فشار و فرسایش" بدن به هنگامی است كه با محیط پیوسته در حال تغییر سازگار می شویم؛ چنین تغییراتی اثرات جسمی و هیجانی بر ما می گذارد و می تواند احساسات مثبت یا منفی ایجاد كند. در صورت مثبت بودن اثرات، استرس ما را ناگزیر به عمل می كند، هوشیاری تازه و چشم انداز مهیج جدیدی برای ما به ارمغان می آورد. آثار منفی استرس احساس بی اعتمادی، طرد، خشم و افسردگی می آفریند كه این احساسات به نوبه خود به مشكلاتی مانند سر درد، ناراحتی معده، جوش و خارش پوست، بی خوابی، زخم معده، فشار خون بالا، بیماری قلبی و سكته مغزی می انجامد. مرگ یك عزیز، تولد یك كودك، ارتقای شغلی یا ایجاد یك رابطه جدید استرس به دنبال می آورد، چون این تغییرات ما را مجبور به سازگاری مجددی با زندگی خود می كند. سازگاری با  شرایط متغیر، بسته به نوع واكنش ما می تواند كمك كننده یا آسیب زننده باشد.

چگونه می توانم استرس را از زندگی خود حذف كنم؟

همان طور كه گفته شد استرس مثبت بر تازگی و ابتهاج زندگی می افزاید. همه ما با تحمل میزان معینی از استرس زندگی می كنیم. سر رسیدن مهلت، رقابت ها، برخوردها و حتی ناكامی ها و نگرانی ها به زندگی ها عمق و غنا می بخشند. هدف ما حذف استرس نیست، بلكه فراگیری چگونگی اداره آن و چگونگی استفاده از آن به منظور كمك به خود است. استرس كمتر از حد، عامل خمودگی است و در ما احساس خستگی و رخوت بر جای می گذارد. از سوی دیگر، استرس مفرط تنش ایجاد می كند. آنچه ما بدان نیاز داریم یافتن سطح بهینه و مطلوبی از استرس است كه ما را بر می انگیرد، ولی ما را در خود غرق نمی كند.

چگونه می توانم بفهمم سطح بهینه استرس برای من چیست؟

سطح واحدی از استرس كه برای همه انسان ها بهینه باشد، وجود ندارد. هر یك از ما مخلوقاتی منحصر به فرد با نیازهای ویژه هستیم. بنابراین، آنچه برای یك شخص ناراحت كننده است، چه بسا برای دیگری شادی آفرین باشد. حتی وقتی ما روی ناراحت كننده بودن رویدادی خاص توافق داریم، احتمالاً در واكنش های فیزیولوژیكی و روان شناختی به آن حادثه با هم تفاوت داریم.

شخصی كه شیفته مذاكره و حل اختلاف و تحرك شغلی است، اگر شغلی یكنواحت و بدون تحرك داشته باشد در فشار و استرس قرار می گیرد، در حالی كه شخصی كه به شرایط ثابت علاقه مند است وقتی در شغلی قرار گیرد كه وظایفش از تنوع بالایی برخوردار است، به احتمال زیاد خود را در تنگنای استرس احساس می كند. قبل از قرار گرفتن در معرض تغییرات آزارنده، این موضوع كه استرس های شخصی ما چه هستند و میزان تحمل ما در برابر آن چه قدر است، به شیوه زندگی و سن ما بستگی دارد.

اكثر بیماری ها با استرس مداوم مرتبط می باشند. اگر شما علایم استرس را تجربه می كنید، و اگر استرس در سطحی فراتر از سطح بهینه استرس شما قرار دارد باید از استرس زندگی خود بكاهید و یا توانایی مقابله و اداره استرس خود را بهبود بخشید.

چگونه می توانم استرس را بهتر اداره كنم؟

شناسایی استرس مداوم و آگاه شدن از اثرات آن بر زندگی ما، برای كاهش اثرات زیان آور آن كافی نیست. همان طور كه منابع زیادی برای استرس وجود دارد امكانات بسیاری هم برای اداره آن وجود دارد. ولی آنچه بدان نیازمندیم تلاش برای تغییر است: تغییر منبع استرس و یا تغییر واكنش نسبت به آن منبع برای این منظور چه كار می توانید انجام دهید؟

 1-     از منابع استرس، واكنش های هیجانی و بدنی خود آگاه شوید.

  • به ناراحتی و تشویش خود توجه كنید. آنها را نادیده نگیرید مشكلات خود را به اجمال بررسی نكنید.

  • تعیین كنید چه رویدادهایی شما را ناراحت و مشوش می سازد. به خودتان درباره معنای این رویدادها چه می گویید؟

  • چگونگی پاسخ بدنتان را نسبت به استرس مشخص كنید. آیا مضطرب می شوید یا دلخور؟ اگر چنین است به چه شیوه ای دچار این احساسات می شوید؟

2-     مشخص كنید چه تغییری می توانید ایجاد كنید.

  • آیا منابع استرس را از طریق اجتناب یا حذف كامل آنها می توانید تغییر دهید؟

  • آیا شدت آنها را می توانید تغییر دهید؟ (یعنی طی یك دوره زمانی به تدریج آنها را كنترل و اداره كنید نه طی یك روز یا یك هفته)

  • آیا می توانید رویارویی خود را با استرس كوتاه سازید؟ (استراحتی به خود بدهید، محوطه ساختمان را ترك كنید؟)

  • آیا می توانید وقت و انرژی لازم را برای ایجاد تغییر تخصیص دهید؟ (تعیین هدف، فنون مدیریت زمان و راهبردهای به تعویق انداختن ارضا در این گونه موارد می تواند مفید باشد.)

3-     شدت واكنش های عاطفی و هیجانی خود را به استرس كاهش دهید.

  • واكنش شما نسبت به استرس به واسطه درك شما ار خطر (فیزیكی و یا عاطفی) به یك باره اتفاق می افتد. آیا به منابع استرس به شیوه اغراق آمیز می نگرید و یا موقعیت را دشوار تلقی می كنید و از آن فاجعه می سازید؟

  • آیا انتظار دارید همه به شما خوشامد بگویند و همه از شما راضی باشند؟

  • آیا واكنش مفرط نشان می دهید و همه چیزها را بحرانی و اضطراری تلقی می كنید؟ آیا احساس می كنید كه باید همواره بر هر موقعیتی تسلط داشته باشید؟

  • دیدگاه خود را نسبت به استرس تعدیل و اصلاح كنید. سعی كنید استرس را به عنوان چیزی در نظر بگیرید كه می توانید بر آن فائق آیید نه چیزی كه بر شما چیره می شود.

  • سعی كنید هیجانات شدید و مفرط خود را تعدیل كنید. موقعیت را در یك چشم انداز وسیع تر قرار دهید. جنبه های منفی را شرح و بسط ندهید و به خود نگویید "چه می شد اگر ...".

4-     بیاموزید واكنش های بدنی خود را به استرس تعدیل كنید.

  • نفس كشیدن آهسته و عمیق، ریتم فعالیت قلب و تنفس شما را به وضع طبیعی بر می گرداند.

  • فنون آرام بخشی، تنش عضلانی را كاهش می دهد. بازخورد زیستی می تواند بر اموری چون تنش عضلانی، ریتم قلبی و فشار خون كنترل ارادی ایجاد كند.

  • دارو به تجویز پزشك می تواند در كوتاه مدت به تعدیل واكنش های بدنی شما كمك كند. ولی داروها به تنهایی پاسخ گو نیستند. تعدیل این واكنش ها را به منزله راه حلی بلند مدت یاد بگیرید.

5-     ذخایر بدنی خود را افزایش دهید.

  • به منظور ایجاد تناسب و سلامت قلبی-عروقی سه تا چهار بار در هفته ورزش كنید (تمرینات موزون، معتدل و یكنواخت بهترین انتخاب است مانند قدم زدن، شنا كردن، دوچرخه سواری یا آهسته دویدن.)

  • غذاهای مقوی به اندازه كافی و متعادل مصرف كنید.

  • وزن مطلوب خود را حفظ كنید.

  • از مصرف مفرط نیكوتین، كافئین و دیگر محرك ها اجتناب ورزید.

  • فراغت و تفریح را با كار در آمیزید. به خود استراحت بدهید و هر گاه ممكن بود وقفه ای در كار ایجاد كنید.

  • به قدر كافی بخوابید. تا آنجا كه ممكن است برنامه خواب را رعابت كنید.

6-     ذخایر هیجانی- عاطفی خود را حفظ كنید.

  • دوستی و روابط حمایتی دو سویه ای برقرار كنید.

  • اهداف واقع بینانه و معنی دار را دنبال كنید، نه اهدافی كه دیگران برای شما در نظر گرفته اند و برای شما فایده ای در برندارند.

  • انتظار ناكامی، شكست و یأس را در زندگی داشته باشید.

  • همیشه با خود مهربان و رئوف باشید. دوست خود باشید.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٦ - فريبا احياء
خود شناسی

a  خود شناسی

 
ـ شناخت يک فرد به منزله شناخت ابنای بشر است.
(الکساندر پاپ Alexander Pope)


ـ هر زندگی بدون در نظر گرفتن طولانی بودن ياپيچيدگی آن از لحظه ای واحد تشکيل شده است. لحظه ای که در آن انسان يک بار و برای هميشه می فهمد که کيست.
(Gore Luis Borges جورج لوئيز بورجر)


خود چيست؟
که هستيم؟ شبيه به چه هستيم؟ مردم درباره ما چگونه می انديشند؟ تمام اينها سؤال هايی درباره "خود" است. اگر از شما بخواهند، خودتان را چه می توانيد تعريف کنيد؟
جنبه "خود" شامل همه چيز ما می شود، مانند:

  • جسم ما

  • احساسات ما

  • اعتقادهای ما

  • افکار ما

  • ادراک های ما از خودمان

  • عملکردهای ما و ...

ما هر چه بيشتر به شناسايي جنبه های "خود" دست يابيم، بيشتر با مردم هماهنگ می شويم.
جنبه های گوناگون از "خود" شامل:


"جنبه فيزيکی خود"   

  به احساسی اطلاق می شود که ما نسبت به بدنمان داريم. ما از طريق بخش فيزيکی خود با ديگران ارتباط برقرار می کنيم. بعضی وقتها، اين ارتباط بر زبان بدن اشاره دارد.
عناصر مهم ارتباط غير کلامی يا زبان بدنی شامل موارد زير است:

  • ارتباط چشمی

  • ايجاد و اشاره

  • لمس کردن

  • نزديکی به ديگران

  • جنبه های غيرشفاهی زبان در گفتار شامل آهنگ صدا، بلندی صدا و ...

  • حالات چهره

ما از طريق حرکت های فيزيکی که از خود نشان می دهيم، پيام خود را به ديگران می رسانيم.
به خود دقت کنيد:
ـ همين الان به نحوه نشستن خود توجه کنيد.

  • آيا حالتی آرام داريد؟

  • آيا شانه هايتان آويزان است؟

  • آيا قوز کرده ايد؟

  • آيا اخمو هستيد؟

  • آيا هنگام صحبت کردن با ديگران ارتباط چشمی معقول داريد؟

تمام اين حرکات به شناخت ديگران از ما کمک می کند.
خود آگاه شدن، سريع و ناگهانی اتفاق نمی افتد و نياز به زمان دارد. اگر بتوانيم به رفتارهايمان، همان موقع که آنها را انجام می دهيم توجه کنيم، دستيابی به خودآگاهی راحت تر صورت می گيرد.
تمرين شماره 1:
هدف از تمرين: کشف "جنبه فيزيکی خود" در خودتان.
فعاليت:
يک ورق خط کشی شده برداريد و آن را به سه ستون تقسيم کنيد.  در اولين ستون نام کسی را که دوست داريد، بنويسيد. در ستون دوم نام کسی را بنويسيد که دوستش نداريد. در ستون سوم نام خودتان را بنويسيد. زير ستون اول مشخصه های فيزيکی شخص را که دوست داريد بنويسيد و توصيف خود را با ذکر جزئيات انجام دهيد و تا می توانيد ويژگی های فيزيکی او را شرح دهيد. سپس همين کار را در ستون دوم انجام دهيد و مشخصه های شخصی را بنويسيد که دوستش نداريد (با ذکر جزئيات). پس از آن مشخصه های فيزيکی خودتان را شرح دهيد. سپس هر سه توصيف را بخوانيد و سوالهای زير را از خودتان بپرسيد:

  • اين سه توصيف از چه نظر شبيه به هستند؟

  • اين سه توصيف از چه نظر با هم تفاوت دارند؟

  • چه کسی با جزئيات بيشتری توصيف شده است؟

  • کدام مشخصه فيزيکی دوستتان را خيلی دوست داريد؟

  • کدام مشخصه ظاهری دوستتان را کمتر می پسنديد؟

  • از کدام مشخصه ظاهری شخص که دوست نداريد بيشتر بدتان می آيد؟

  • از کدام مشخصه ظاهری او کمتر بدتان می آيد؟

  • مشخصه های ظاهری کدام يک از اين اشخاص خيلی شبيه به شماست؟

  • دوست داريد که مشخصه فيزيکی شما از چه جهتی تغيير کند؟


خود واقعی 
   خود واقعی "درونی ترين" بخش وجودماست. خودمان آن را خوب می شناسيم، ولی افراد معدودی از اين بخش وجودی ما اطلاع کافی دارند. اغلب ما انرژی زيادی را صرف پنهان نگاه داشتن اين بخش از وجود خويش می کنيم. ترس ما از اين است که اگر ديگران خود واقعی ما را بشناسند، علاقه شان را به ما از دست بدهند. موضوع عجيبی است، چون اغلب ما همان چيزی را از ديگران پنهان می کنيم که آنها از ما پنهان می کنند. راجزر اين مطلب را با طنز بيان می کند "چيزی که خيلی شخصی است، خيلی هم عمومی است."
شکسپير می گويد: جهان يک صحنه است و تمام مردان و زنان، بازيگران آن، اين صحنه جايگاه ورود و خروج بازيگران است و يک فرد در زندگی خويش نقش های بسياری را اجرا می کند.
با اين نگرش از "خود" می توان گفت که "خود" از نقش ها و اجراهای گوناگونی تشکيل شده است که بازيگرش ما هستيم. به عنوان مثال در خانه، نقش يک فرزند، در مدرسه نقش يک دانش آموز، ... را ايفا می کنيم.
تمرين شماره 2 :
هدف از تمرين: کشف خود واقعی
فعاليت:
يک ورق برداريد و در جايگاه "سوم شخص" توصيفی از خودتان بنويسيد. بنابراين، متن شما اين طور شروع می شود:
مريم، دانش آموز رشته ...
تا می توانيد توصيف خود را سريع بنويسيد و سعی کنيد آن را ويرايش نکنيد. هر چقدر می توانيد بيشتر بنويسيد و تمام جزئيات را شرح دهيد. سعی کنيد هر چه را که به ذهنتان خطور می کند بنويسيد.
اگر ديگران از مطالبی که نوشته ايد مطلع شوند، چه اتفاقی می افتد؟
ـ حالا سعی کنيد توصيفی طولانی در جايگاه "اول شخص" از خودتان بنويسيد.
من دانش آموز ...


خود آرمانی
  اکثر ما بيشتر اوقات در اين فکر هستيم که چگونه به نظر می آئيم. به ديگران نگاه می کنيم و خودمان را با آنها مقايسه می کنيم. معمولاً در اين مقايسه ها فکر می کنيم که چقدر زندگی مردم خوب است. پس در ذهن خويش تصويری از خود آرمانی مان می رسازيم.
تمرين شماره 3:
هدف از تمرين: کشف کنيد که دوست داريد چه طور به نظر آئيد.
روی ورق کاغذی اسم سه نفر را بنويسيد که مورد تحسين شما هستند حالا بنويسيد که چرا آنها را تحسين می کنيد. بعد اين يادداشت را با مشخصات خودتان مقايسه کنيد. تا چه اندازه آرزو داريد که شخصيتی مثل آن 3 نفر داشته باشيد؟ قبلاً تا چه اندازه شبيه آنها بوده ايد؟ کدام خصوصيات اين اشخاص را نمی پسنديد؟ اگر مايليد بعضی از خصوصيات اين اشخاص را داشته باشيد، از خودتان بپرسيد که چه کارهايي را لازم است انجام دهيد تا ويژگيهای آنان را کسب کنيد؟


گوناگونی ها:
خصوصيات شخصی را که دوست داريد مثل او باشيد، توصيف کنيد. اين توصيف چقدر با خصوصيات شما فرق دارد؟ چه کارهايي را لازم است انجام دهيد تا مثل او شويد؟ آيا با چنين تغيير راضی تر خواهيد شد؟ چه کمبودهايي را بايد جبران کنيد تا مثل شخص "ايده آل" خود شويد؟ ممکن است با انجام دادن اين تمرين متوجه شويد که اگر خودتان باشيد خيلی راضی تر و موفق تر خواهيد بود.


خود برای ديگران؟
وقتی با ديگران هستيم، چگونگی ارتباط ما به چند عامل بستگی دارد.
ارتباط با آن فرد، آيا او را دوست داريم يا نه؟ آيا در کنار او احساس امنيت می کنيم يا نه؟ آيا او در مقام بالاتری قرار دارد يا نه؟
يکی از جنبه های مهم "خود برای ديگران" اين است که اغلب نظرهای افراد درباره ما با نظر خودمان درباره خودمان متفاوت است. معمولاً ديگران طوری با ما رفتار می کنند که انگار بايد شخصی باشيم که آنها انتظار دارند و از روشهای مورد نظر آنها استفاده کنيم.
تمرين:
هدف از تمرين: کشف اينکه چگونه در مقابل ديگران ظاهر می شويم.
فعاليت:
ا
سم افراد زير را بنويسيد:
معلمی که او را دوست داريم و مورد تحسين ماست.
ـ معلمی که دوستش نداريم.
ـ يک دوست صميمی
ـ يکی از والدينمان
حالا خود را در حضور هر يک از اين اشخاص تصور کنيد. توصيف کوتاهی از حضور خود در مقابل هر يک از اين اشخاص بنويسيد:

  • آيا با آنها احساس آرامش می کنيد يا نه؟

  • آيا با آنها راحت صحبت می کنيد يا نه؟

  • آيا درباره خودتان با آنها خيلی صحبت می کنيد؟

  • آيا وقتی با آنها هستيد مضطزب می شويد يا نه؟

  • وقتی با آنها هستيد چه احساسی داريد؟

به توصيف هايي که نوشته ايد توجه کنيد و بنويسيد تا چه اندازه با تمام اين اشخاص رفتاری مشابه داريد و تا چه اندازه فرق می کنيد. تمام اين مشخصه ها، عناصر خود برای ديگران را در شما تشکيل می دهد.
اغلب ما دارای رفتارهای گوناگونی هستيم و اين رفتارها بر مبنای اين که شخص مقابل ما کيست و چه ارتباطی با او داريم، تغيير می کند.


  • به دليل اين که راحت نيستيم.

  • ديگران از ما می خواهند که در کار گروهی شرکت کنيم و با آنها ارتباط برقرار کنيم.

فعاليت:

  • در کدام يک از اين شرايط بسيار راحت هستيد؟

  • اگر در حضور ديگران ناراحت شويد، چه کار می کنيد؟

  • عکس العمل شما در مقابل افراد خجالتی تر از خودتان چگونه است؟

  • عکس العمل شما در مقابل افراد راحت تر از خودتان چگونه است؟

  • آيا مايليد تغيير کنيد؟ اگر بله، از چه جهت؟


  • داشتن احساسات خصمانه و بد نسبت به ديگران

  • داشتن احساساتی که فکر می کنيم عجيب هستند

  • افکار و احساساتی که فکر می کنيم در هيچ شخص ديگری وجود ندارد

اين مسئله در روان شناسی روشن شده است که افکار و احساساتی را که ما مخفی می کنيم، همان افکار و احساساتی هستند که بيشتر افراد آنها را مخفی می کنند.
تمرين:
هدف از تمرين: کشف بخش تاريک "خود"
فعاليت:
اين فعاليت نياز به نوشتن ندارد، فقط در ذهن خود از چيزهايي که نمی توانيد درباره آنها با اشخاص زير صحبت کنيد، يادداشت برداريد:

  • دوستان

  • والدين

  • خويشاوندان

 

خود تاريک
  
اغلب ما دارای رازهای پنهانی هستيم. جنبه های خاصی از خودمان که آنها را دوست نداريم. بعضی وقتها انرژی زيادی صرف می کنيم و به خودمان فشار زيادی وارد می کنيم تا اين رازها فاش نشوند. گاهی اين کار قابل قبول است، چون لازم نيست درباره افکار، احساسات خودمان با هر کسی صحبت کنيم. از طرفی جای تأسف است که مسائلی در زندگی مان وجود داشته باشد که نتوانيم آنها را با هيچ کس در ميان بگذاريم. اغلب مواقع جنبه "تاريک" و مخفی "خود" با مسائل زير ارتباط دارد:
به موقعيتهای زير توجه کنيد و بنويسيد که در صورت قرار گرفتن در چنين موقعيتهايي چه احساسی داريد و چگونه رفتار می کنيد.
   - به مهمانی يا جشن تولد يکی از دوستانتان دعوت می شويد، مهمانان بسياری به آنجا می آيند که آنها را نمی شناسيد:
   ـ جشن دانش آموزی يا پايان تحصيلی
حالا سوالات زير را از خودتان بپرسيد.
خود اجتماعی
صحبت از اين بود که ديگران ما را چگونه می بينند. در اينجا سؤال ديگری نيز مطرح می شود و آن اين است که ما چگونه در گروهها ظاهر می شويم. افراد بسياری به ما فشار می آورند تا آن طور شويم که آنها می خواهند. مراحل اجتماعی شدن، مراحلی است که از طريق آن، ارزش های ويژه يک اجتماع و يا يک موقعيت به ما معرفی می شود و ما آنها را فرا می گيريم.
خصوصيات ما در ميزان راحت بودنمان با ديگران تأثير دارد. بعضی از افراد به طور ذاتی يا از طريق اجتماعی شدن بيشتر از بقيه برون گرا هستند و دوستانه تر رفتار می کنند. اگر موقعيتهای متنوعی را که مشکل يا نامطلوب به نظر می رسند، مشخص کنيم، بهتر می توانيم خود را اصلاح کنيم يا تغيير دهيم. البته هيچ اجباری برای تغيير نيست.
 

(باشگاه سلامت روان)

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٦ - فريبا احياء